همه چيز زير سايه اقتصاد *
گفتوگو با نوذر شفيعي ـ بخش پاياني

روز گذشته بخش اول گفتوگو با دكتر نوذر شفيعي در مورد سفر هيلاري كلينتون وزير خارجه آمريكا به هند به چاپ رسيد. اين استاد دانشگاه در بخش پاياني اين گفتوگو به بررسي توافق هستهاي هند و آمريكا ميپردازد.
يعني فعاليت هستهاي غير از آن 6 راكتور؟
بله، غير از آن 6 راكتور نظامي.
محور ديگر، روابط اقتصادي هند و آمريكاست. روابط تجاري طرفين از سال 2004 تا 2007 از 30 ميليارد دلار به 60ميليارد دلار رسيده است. اين همكاريها در چه زمينههايي است؟
به اعتقاد من در حال حاضر و به خصوص پس از بحران اقتصادي كه در جهان به وقوع پيوست قدرتهاي صنعتي به شدت در پي كسب بازارهاي جديد هستند و آمريكاييها خيلي زود شروع كردند. البته روابط هند با فرانسه، روسيه، آلمان، كانادا و استراليا مستحكم و قوي است منتها توسعه مناسبات با آن كشورها بابت توسعه مناسبات با ايالات متحده فراهم شده است. بهويژه در زمينه هستهاي اين آمريكاييها بودند كه به كشورهاي عضو گروه صادركننده تكنولوژي هستهاي توصيه كردند كه با هندوستان وارد تعامل هستهاي شوند. ركود اقتصادي حاكم بر جهان، كشورها را به سمت حوزههاي جديد نفوذ سوق داده و هندوستان با توجه به اينكه روند اصلاحات اقتصادياش را شروع كرده در حوزههاي اقتصادي بهخصوص تكنولوژيهاي پيشرفته بهشدت نيازمند تكنولوژيهاي غربي است بنابراين آمريكاييها الان در حوزههاي پيشرفته high- tech اعم از حوزههاي هستهاي، تكنولوژيهاي جنگي و اقتصادي بهخصوص نرمافزارهاي كامپيوتري با هندوستان وارد تعامل شدهاند.
محور ديگر همكاريهاي هند و آمريكا بعد نظامي است و در ديدار اخير خانم كلينتون هم قراردادهاي نظامي و تسليحاتي امضا شد. آيا اين قراردادهاي نظامي و تسليحاتي امضا شده نميتواند توازن منطقهاي ميان هند و همسايگاني مثل چين و پاكستان را برهم بزند؟
صددرصد. اول اينكهاين همكاريها يا جنوب آسيا را از محور هندوستان و چين به توازن ميرساند با اين فرض كه تا كنون اين محور نامتوازن بوده يعني به سود چين بوده يا ميتواند به حفظ موازنه در ارتباط با چين كمك كند. اما در محور پاكستان و هندوستان قطعا موازنه را به زيان پاكستان رقم خواهد زد و بنابراين پاكستان به شدت نگران اين موضوع است و اين نگراني را به آمريكاييها هم منتقل كردهاست مبني بر اينكه آمريكاييها رفتاري را در جنوب آسيا صورت در پيش گرفتهاند كه مغاير رفتار سنتي آنهاست. يعني آمريكا در حالي با هند وارد تعامل شد كه پاكستان را ناديده گرفت و اين موازنه را در جنوب آسيا برهم خواهد زد. پاكستان از دو طريق سعي دارد اين نقيصه را جبران كند: يكي همكاري با چين و كشورهاي اروپايي از جمله فرانسه، انگليس، آلمان و حتي كانادا و به خصوص روسيه. طريق ديگر وادار كردن ايالات متحده به رفتارهاي متوازن از طريق ابزار تروريسم است يعني پاكستان ميتواند همكاري با آمريكا در جنگ عليه تروريسم را منوط به همكاريهاي متوازن آمريكاييها با هند و پاكستان كند.
هدف آمريكا از بر هم زدن توازن منطقهاي به نفع هند چيست؟
يكي اينكه پاكستانيها از سال 2001 به بعد رفتار همكاري جويانهاي را با آمريكا در جنگ عليه ترور نداشتند. آمريكاييها معتقدند كه پاكستانيها سياست يك بام و دو هوا را در پيش گرفته بودند و در حالي كه پاكستانيها ادعاي جنگ با تروريسم را داشتند حتي با طالبان همكاري نزديك هم ميكردند. بنابراين نوعي بياعتمادي ميان آمريكا و پاكستان ايجاد شد و آمريكا ترجيح داد به سمت كشوري برود كه دغدغه جنگ با تروريسم را دارد و اين كشور هندوستان است. عامل دوم اينكه در زمينه تسليحات هستهاي آمريكاييها معتقدند كه هندوستان كشوري مسووليتپذير و داراي برنامه هستهاي معقولانهاي است. به عبارت ديگر بمبها را به دو دسته بمبهاي پاك و بمبهاي كثيف تقسيم كردهاند. بمبهاي پاكستان را بمب كثيف قلمداد كردند چون معتقد بودند كه دولت پاكستان مسووليتپذير نيست بنابراين، اين هم عاملي ديگر بود كه آمريكاييها را آزرده خاطر كرد و به هندوستان متمايل كرد. نكته سوم بيثباتيها و كودتاهايي بود كه در پاكستان به وقوع ميپيوست و از اين منظر چهره غير دموكراتيك از پاكستان به نمايش ميگذاشت حال اينكه آمريكاييها معتقد بودند هندوستان بزرگترين دموكراسي جهان است و از اين منظر به آمريكاييها نزديك است و در نهايت معتقد بودند كه در جنگ تمدنها هندوئيسم در كنار مسيحيت و در مقابل اسلاميسم و كنفوسيوسيسم قرار ميگيرد.
شما فرموديد كه پاكستان قصد گروكشي از آمريكا دارد به اين معنا كه چون آمريكا اين توازن منطقهاي را به هم ريخته پاكستانيها سعي دارند از ابزار تروريسم استفاده كنند تا آمريكا را به ايفاي يك نقش متوازن منطقهاي وادارند در حالي كه با اين توضيحات شما و آن سه دليلي كه بر شمرديد پاكستان نميتواند انتظار چنداني از آمريكا داشته باشد.
بله، درست است.
شما به حركت پاكستان به سوي چين اشاره كرديد در حالي كه در سال گذشته هنگامي كه زرداري براي اخذ كمك مالي به چين رفت ظاهرا دست خالي بازگشت و چينيها به دليل همان بياعتمادي به سيستم حكومتي پاكستان تمايل چنداني به اين كشور ديگر ندارند. حال نحوه همكاري چين - پاكستان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
جايگاه چين در استراتژي و خط مشي سياسي و دكترين امنيتي پاكستان اين است كه اگر يك قدرتي وجود داشته باشد كه بتواند موازنه قدرت را در جنوب آسيا به نفع پاكستان متعادل كند آن محور چين است. يعني جايگاه چين يك جايگاه توازنبخش است هر گاه معادله در جنوب آسيا به زيان پاكستان تمام شده چين وارد اين معادله شده و آن را برگردانده است. بنابراين چين نزد پاكستان از جايگاه بسيار بالايي برخوردار است و در اين زمينه همكاريهاي تسليحاتي در عاليترين سطح بهخصوص در حوزههاي موشكي و اتمي ميان چين و پاكستان وجود دارد و هرگاه ميان هند و پاكستان درگيري مرزي رخ داده كه ممكن بود هر دو كشور را به سوي يك جنگ سوق دهد چينيها مداخله كرده و مانع حملات هند به پاكستان شدند. علاوه بر اين پاكستانيها براي چين يك جايگاه استراتژيك دارند و آن اين است كه نه تنها هندوستان را به عنوان رقيب قدرتمند چين در منطقه اذيت ميكند بلكه پاكستان نقش بسيار مهمي در تعديل فشارهايي دارد كه مسلمانهاي سينكيانگ عليه چين اعمال ميكنند.
محمدحسين باقي
يعني فعاليت هستهاي غير از آن 6 راكتور؟
بله، غير از آن 6 راكتور نظامي.
محور ديگر، روابط اقتصادي هند و آمريكاست. روابط تجاري طرفين از سال 2004 تا 2007 از 30 ميليارد دلار به 60ميليارد دلار رسيده است. اين همكاريها در چه زمينههايي است؟
به اعتقاد من در حال حاضر و به خصوص پس از بحران اقتصادي كه در جهان به وقوع پيوست قدرتهاي صنعتي به شدت در پي كسب بازارهاي جديد هستند و آمريكاييها خيلي زود شروع كردند. البته روابط هند با فرانسه، روسيه، آلمان، كانادا و استراليا مستحكم و قوي است منتها توسعه مناسبات با آن كشورها بابت توسعه مناسبات با ايالات متحده فراهم شده است. بهويژه در زمينه هستهاي اين آمريكاييها بودند كه به كشورهاي عضو گروه صادركننده تكنولوژي هستهاي توصيه كردند كه با هندوستان وارد تعامل هستهاي شوند. ركود اقتصادي حاكم بر جهان، كشورها را به سمت حوزههاي جديد نفوذ سوق داده و هندوستان با توجه به اينكه روند اصلاحات اقتصادياش را شروع كرده در حوزههاي اقتصادي بهخصوص تكنولوژيهاي پيشرفته بهشدت نيازمند تكنولوژيهاي غربي است بنابراين آمريكاييها الان در حوزههاي پيشرفته high- tech اعم از حوزههاي هستهاي، تكنولوژيهاي جنگي و اقتصادي بهخصوص نرمافزارهاي كامپيوتري با هندوستان وارد تعامل شدهاند.
محور ديگر همكاريهاي هند و آمريكا بعد نظامي است و در ديدار اخير خانم كلينتون هم قراردادهاي نظامي و تسليحاتي امضا شد. آيا اين قراردادهاي نظامي و تسليحاتي امضا شده نميتواند توازن منطقهاي ميان هند و همسايگاني مثل چين و پاكستان را برهم بزند؟
صددرصد. اول اينكهاين همكاريها يا جنوب آسيا را از محور هندوستان و چين به توازن ميرساند با اين فرض كه تا كنون اين محور نامتوازن بوده يعني به سود چين بوده يا ميتواند به حفظ موازنه در ارتباط با چين كمك كند. اما در محور پاكستان و هندوستان قطعا موازنه را به زيان پاكستان رقم خواهد زد و بنابراين پاكستان به شدت نگران اين موضوع است و اين نگراني را به آمريكاييها هم منتقل كردهاست مبني بر اينكه آمريكاييها رفتاري را در جنوب آسيا صورت در پيش گرفتهاند كه مغاير رفتار سنتي آنهاست. يعني آمريكا در حالي با هند وارد تعامل شد كه پاكستان را ناديده گرفت و اين موازنه را در جنوب آسيا برهم خواهد زد. پاكستان از دو طريق سعي دارد اين نقيصه را جبران كند: يكي همكاري با چين و كشورهاي اروپايي از جمله فرانسه، انگليس، آلمان و حتي كانادا و به خصوص روسيه. طريق ديگر وادار كردن ايالات متحده به رفتارهاي متوازن از طريق ابزار تروريسم است يعني پاكستان ميتواند همكاري با آمريكا در جنگ عليه تروريسم را منوط به همكاريهاي متوازن آمريكاييها با هند و پاكستان كند.
هدف آمريكا از بر هم زدن توازن منطقهاي به نفع هند چيست؟
يكي اينكه پاكستانيها از سال 2001 به بعد رفتار همكاري جويانهاي را با آمريكا در جنگ عليه ترور نداشتند. آمريكاييها معتقدند كه پاكستانيها سياست يك بام و دو هوا را در پيش گرفته بودند و در حالي كه پاكستانيها ادعاي جنگ با تروريسم را داشتند حتي با طالبان همكاري نزديك هم ميكردند. بنابراين نوعي بياعتمادي ميان آمريكا و پاكستان ايجاد شد و آمريكا ترجيح داد به سمت كشوري برود كه دغدغه جنگ با تروريسم را دارد و اين كشور هندوستان است. عامل دوم اينكه در زمينه تسليحات هستهاي آمريكاييها معتقدند كه هندوستان كشوري مسووليتپذير و داراي برنامه هستهاي معقولانهاي است. به عبارت ديگر بمبها را به دو دسته بمبهاي پاك و بمبهاي كثيف تقسيم كردهاند. بمبهاي پاكستان را بمب كثيف قلمداد كردند چون معتقد بودند كه دولت پاكستان مسووليتپذير نيست بنابراين، اين هم عاملي ديگر بود كه آمريكاييها را آزرده خاطر كرد و به هندوستان متمايل كرد. نكته سوم بيثباتيها و كودتاهايي بود كه در پاكستان به وقوع ميپيوست و از اين منظر چهره غير دموكراتيك از پاكستان به نمايش ميگذاشت حال اينكه آمريكاييها معتقد بودند هندوستان بزرگترين دموكراسي جهان است و از اين منظر به آمريكاييها نزديك است و در نهايت معتقد بودند كه در جنگ تمدنها هندوئيسم در كنار مسيحيت و در مقابل اسلاميسم و كنفوسيوسيسم قرار ميگيرد.
شما فرموديد كه پاكستان قصد گروكشي از آمريكا دارد به اين معنا كه چون آمريكا اين توازن منطقهاي را به هم ريخته پاكستانيها سعي دارند از ابزار تروريسم استفاده كنند تا آمريكا را به ايفاي يك نقش متوازن منطقهاي وادارند در حالي كه با اين توضيحات شما و آن سه دليلي كه بر شمرديد پاكستان نميتواند انتظار چنداني از آمريكا داشته باشد.
بله، درست است.
شما به حركت پاكستان به سوي چين اشاره كرديد در حالي كه در سال گذشته هنگامي كه زرداري براي اخذ كمك مالي به چين رفت ظاهرا دست خالي بازگشت و چينيها به دليل همان بياعتمادي به سيستم حكومتي پاكستان تمايل چنداني به اين كشور ديگر ندارند. حال نحوه همكاري چين - پاكستان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
جايگاه چين در استراتژي و خط مشي سياسي و دكترين امنيتي پاكستان اين است كه اگر يك قدرتي وجود داشته باشد كه بتواند موازنه قدرت را در جنوب آسيا به نفع پاكستان متعادل كند آن محور چين است. يعني جايگاه چين يك جايگاه توازنبخش است هر گاه معادله در جنوب آسيا به زيان پاكستان تمام شده چين وارد اين معادله شده و آن را برگردانده است. بنابراين چين نزد پاكستان از جايگاه بسيار بالايي برخوردار است و در اين زمينه همكاريهاي تسليحاتي در عاليترين سطح بهخصوص در حوزههاي موشكي و اتمي ميان چين و پاكستان وجود دارد و هرگاه ميان هند و پاكستان درگيري مرزي رخ داده كه ممكن بود هر دو كشور را به سوي يك جنگ سوق دهد چينيها مداخله كرده و مانع حملات هند به پاكستان شدند. علاوه بر اين پاكستانيها براي چين يك جايگاه استراتژيك دارند و آن اين است كه نه تنها هندوستان را به عنوان رقيب قدرتمند چين در منطقه اذيت ميكند بلكه پاكستان نقش بسيار مهمي در تعديل فشارهايي دارد كه مسلمانهاي سينكيانگ عليه چين اعمال ميكنند.
محمدحسين باقي
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 15:11 توسط دکتر نوذر شفیعی
|