واقعيت هاى استراتژيك سرنوشت ايران و هند را به هم گره زده است
رضا حجت شمامى
سفر اخير هيلارى كلينتون،   وزير امور خارجه آمريكا   و بستن قراردادهاى تسليحاتى و هسته اى اين سوال را ايجاد كرده است كه آيا اين اتفاقات روابط بين ايران و هند را در آينده با چالش هايى روبه رو خواهد كرد يا خير؟ در اين خصوص با دكتر نوذر شفيعى گفت و گو كرده ايم.  
چرا در چنين شرايطى ايالات متحده آمريكا   سعى مى كند كشور هند را انتخاب كند و آن را در صف متحدان آسيايى خود قرار دهد؟
هند در دوره جنگ سرد يك كشور غير متعهد بود كه در عين حال به شوروى سابق گرايش داشت،   بنابراين آمريكا   كمتر تمايل داشت تا با اين كشور وارد تعاملات و مناسبات سياسى گسترده شود،   از اين رو در جنوب آسيا كشور پاكستان را به عنوان متحد انتخاب كرد.   اما در دوره بعد از جنگ سرد هندوستان به دلايل مختلف در اولويت سياست خارجى آمريكا   قرار گرفت.   يكى از اين دلايل رشد و شكوفايى هند در عصر جديد است كه فاكتور مناسبى براى واشنگتن محسوب مى شود.   دليل دوم اين تعامل پديده اى به نام تروريسم است كه از ديد هر دو كشور به عنوان دشمن مشترك ياد مى شود و از قضا هر دو معتقد هستند كه پاكستان در اين موضوع دخيل است.   بنابراين پاكستان به عنوان دشمن مشترك آمريكا   و هند باعث نزديكى هر دو شده است.   نكته سوم اين است كه آمريكايى ها پى برده  اند كه در دوره پس از جنگ سرد،    اگر بخواهند قدرت هژمونيك خود را در عرصه جهانى حفظ كنند نيازمند همكارى با قدرت هاى منطقه اى هستند.   لذا ايالات متحده براى برخورد با چالش هاى منطقه اى و جهانى به همكارى با قدرت هاى منطقه اى نيازمند است.
  مجموعه اين مسائل باعث شده تا روابط رو به گرمى برود، به گونه اى كه امروزه گفته مى شود هندوستان اولويت اول كاخ سفيد در جنوب آسيا است، يعنى نوعى جابه جايى اولويت ها حادث شده و هندوستان جايگزين پاكستان در سياست خارجى آمريكا   شده است.  
قراردادهاى تسليحاتى و هسته اى كه بين دو طرف برقرار شد چه تاثيرى بر سياست هاى ملى،   منطقه اى و بين المللى دو طرف دارد؟
يكى از وجوه مناسبات سياسى آمريكا   و هند،   تجلى آن در عرصه هسته اى است. در حقيقت وقتى كشورها وارد تعاملات نظامى و هسته اى مى شوند به اين معنى است كه روابط در سطح عالى قرار دارد.   با اينكه موانع و مزاحمت هاى مختلفى در روابط اين دو كشور وجود دارد توسعه مناسبات آنها باعث شده روابط در سطح مشاركت استراتژيك كه جلوه هاى آن همكارى هاى نظامى پيشرفته و همينطور همكارى هاى هسته اى است،   توسعه پيدا كند.  
وزير امور خارجه آمريكا   در اين سفر گفته است كه واشگتن-دهلى نو درباره فعاليت هاى هسته اى ايران سياست هاى همسانى دارند آيا اين مساله باعث نمى شود كه در روابط تهران-دهلى نو چالش هايى به وجود بيايد؟
به اعتقاد من هندى ها بايد رابطه خودشان با آمريكا   و ايران را در دو حوزه متفاوت طراحى و تنظيم كنند يعنى بهبود روابط هندوستان با آمريكا   نبايد به تضعيف رابطه ايران و هندوستان و متقابلا بهبود رابطه ايران و هندوستان به روابط هند و آمريكا   لطمه وارد كند.   هر كدام از اين دو كشور براى هندوستان داراى ويژگى هاى بارز و مشخصى هستند كه هندوستان بايد روابطش را با آن ويژگى ها و مشخصات تنظيم كند.
  به عبارت ديگر هند داراى يكسرى اهداف استراتژيك و ژئواستراتژيك است كه نيل به آنها در گرو داشتن روابط با ايران و آمريكا   به طور توامان است.   لذا اگر بخواهد هر يك از اين دو را فداى ديگرى كند بخشى از اهداف استراتژيك خود را ناديده گرفته است.   به همين دليل مجامع استراتژيك هند اكيدا به دولت توصيه مى كنند كه نبايد به ازاى روابط با آمريكا،   جمهورى اسلامى ايران را از خود دور كند.   در بحث هسته اى نيز هندوستان نبايد فراموش كند كه هنوز پيمان ان پى تى را امضا نكرده و دستيابى به سلاح هاى هسته اى آن به طور غيرقانونى بوده است.   در ديگر سو هند در جايگاهى نيست كه در خصوص برنامه هاى هسته اى ايران اظهار نظر كند، چون ايران در عرصه هاى هسته اى و رعايت قوانين بين المللى يك گام جلوتر از هندوستان است.   بحث بعدى اين است كه اصلا مسائل استراتژيك هندوستان اقتضا نمى كند كه بخواهد ايران را به اعضاى همكارى با آمريكا   كناربگذارد.  
البته همزمان با سفر كلينتون به هند،   بحث خط لوله گاز از ايران به اين كشور نيز در محافل سياسى هند مطرح شده است،   يعنى هند نيز نگران روابط خود با ايران و بهبود مناسبات سياسى با تهران است.   نظر شما در اين خصوص چيست؟
هند از جمله كشورهايى است كه به منابع انرژى نياز گسترده اى دارد اين در حالى است كه توليدات داخلى اهدافش را برآورده نمى كند، لذا اين كشور ناچار به همكارى در زمينه انرژى با كشورهايى مثل ايران است كه داراى منابع وسيع انرژى به خصوص گاز است لذا واقعيت هاى استراتژيك سرنوشت ايران و هندوستان را به هم گره زده است.