برخي اعضاي ناتو مبارزه عليه طالبان را وظيفه خود نميدانند*
خبرگزاري فارس: نوذر شفيعي گفت: تعدادي از كشورهاي عضو ناتو كه در حال حاضر در افغانستان حضور دارند مبارزه عليه طالبان را وظيفه خود نميدانند.

نوذر شفيعي كارشناس شبه قاره در گفتگو با خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس در خصوص تحولات پاكستان و جنگ ارتش با طالبان، گفت: در مورد علت حمله ارتش به طالبان بايد گفت كه چند علت مهم در اين موضوع وجود دارد كه اولين عامل آن به اقتدار ارتش مربوط ميشود.
وي ادامه داد: تا قبل از حمله ارتش به طالبان تصور عمومي اين بود كه ارتش در مقابله با طالبان ناتوان است و دليل اين امر را هم تربيت ارتش براي نبردهاي كلاسيك و ناآمادگي براي جنگهاي چريكي قلمداد ميكردند، پس ارتش براي حفظ اقتدار خود دست به حمله زد.
اين كارشناس شبه قاره عامل دوم اين حمله را تمايل ارتش براي تعادل رابطه با دولت پاكستان عنوان كرد و اظهار داشت: تصور عمومي بر اين است كه بعد از روي كار آمدن آصف علي زرداري بين دولت و ارتش پاكستان هماهنگي لازم برقرار نيست، بنابراين ارتش پس از آنكه به دولت تفهيم كرد كه بدون مشاركت ارتش ثبات سياسي در پاكستان امكان پذير نيست و دولت نقش و اقتدارش را پذيرفت، شروع به حمله به طالبان كرد.
شفيعي سومين عامل حمله را تمايل ارتش پاكستان براي توجه بيشتر آمريكا به آن دانست و افزود: ارتش خواهان اين بود كه آمريكا نيز نقش و جايگاه ارتش را در پاكستان بپذيرد و همچنين به هندوستان براي عقب نشيني از مرزهاي مشترك فشار وارد كند و زمانيكه اين اتفاقات رخ داد ارتش پاكستان به طالبان حمله كرد.
وي در خصوص اينكه چرا به رغم فشارهاي زياد به طالبان توسط آمريكا اين جريان هنوز قدرتمند جلوه ميكند، اظهار داشت: بين طالبان وحدت وجود دارد و آنها عليرغم تنوع در نيرو به گونهاي هماهنگ عليه آمريكا، دولت پاكستان و افغانستان عمل ميكنند، اما در بين نيروهاي ضدطالبان تفرقه و پراكندگي وجود دارد.
اين كارشناس شبه قاره ادامه داد: در ناتو برخي كشورها از جمله ايتاليا و آلمان جنگ عليه طالبان را وظيفه خود نميدانند و شكاف ديگر در جبهه ضد طالبان بين نيروهاي خارجي از جمله آمريكاييها و دولت افغانستان وجود دارد، چرا كه بسياري از اقدامات نيروهاي خارجي مطابق ميل دولت افغانستان نيست و اين دولت معتقد است كه كشورهاي خارجي در حوزه امنيت، افغانستان را بازي نميدهند و از اين دولت نظر و مشورت نميگيرند.
شفيعي عامل سوم قدرت يابي طالبان را عملكردهاي اشتباه آمريكا خواند و يادآور شد: آمريكا مخالف مبارزه با مواد مخدر در افغانستان است و هر گونه تلاش براي محو مواد مخدر در افغانستان را باعث شورش ميداند و استدلال ميكند كه كشت مواد مخدر تنها منبع درآمد مردم افغانستان است، ولي مسئله اين است كه اين نگرش نه تنها مشكل را حل نميكند بلكه آن را تشديد ميكند.
به گفته وي درآمدهاي ناشي از تجارت مواد مخدر سرانجام به جيب طالبان و مافياي مواد مخدر ميرود و اقتصاد جنگي طالبان را تقويت ميكند.
وي در خصوص موفق بودن آمريكا در مبارزه با طالبان در افغانستان و پاكستان گفت: آمريكا براي مقابله با مسئله طالبان در افغانستان يك استراتژي جديد را در پيش گرفته است.
اين كارشناس شبه قاره تغيير استراتژي را ناشي از ناكارآمدي راهبرد گذشته خواند و افزود: در گذشته نگاه آمريكا به افغانستان، امنيت محور بوده و يك نگاه جامع اقتصادي، سياسي، فرهنگي و امنيتي وجود نداشت و همچنين قرار بود تعداد قابل توجهي نيرو در ارتش افغانستان تشكيل و تربيت شود تا براي ايجاد امنيت در افغانستان از آنها استفاده شود، اما اين عمل صورت نگرفت و تعداد كمي آموزش ديده شدند، لذا آمريكا تلاش دارد تا اين روند را تشديد كند.
شفيعي با بيان اينكه در سال 2001 تنها حكومت طالبان سرنگون شد و آنها خسارت جدي نديدند، افزود: بدنه اصلي طالبان دست نخورده باقي مانده بود و موضوع آخر اينكه آمريكا در جنگ با طالبان به متحد منطقهاي اين جريان توجهي نكرد و اتفاقات رخ داده در ايالات شمالي پاكستان نشانگر اين موضوع است كه آمريكا به پاكستان فشار وارد ميكند تا اين كشور هم در درگيري و منازعه شريك شود.
وي عوامل فوق را نشانگر تغيير استراتژي در رويكرد آمريكا در مورد طالبان دانست و در مورد تاثير اين ناامنيها بر ايران گفت: همين كه در محيط پيراموني ايران نوعي بي ثباتي وجود دارد از جنبههاي مختلف براي ايران خطرآفرين است.
اين كارشناس شبه قاره افزود: اين تحولات ممكن است باعث راديكاليزه شدن منطقه و منجر به درگيري و بيثباتي شود و همچنين درگيريهاي گروه محور در بلوچستان ايران و ادامه فعاليتهاي طالبان و گروههاي راديكال در پاكستان ممكن است باعث برقراري ارتباط با گروههايي در داخل خاك ايران شود تا عقبه نيروهاي خود را قويتر كنند و امكان تداوم و فرسايشي كردن جنگ عليه آمريكا و پاكستان را افزايش دهند.
شفيعي در مورد نقش ايران براي ايجاد ثبات در منطقه گفت: ايران بايد يك نگاه توسعه محور و ثبات بخش به كانونهاي محور داشته باشد چون تا مادامي كه محيط پيراموني ايران بيثبات باشد امكان رشد و توسعه در ايران وجود نخواهد داشت.
وي با بيان اينكه ايران در منطقهاي بيثبات قرار دارد، افزود: مادامي كه منطقه پيراموني ايران بيثبات باشد هر گونه تلاش براي پيشرفت اقتصادي با هالهاي از ابهام مواجه خواهد شد، بنابراين تمام تلاش ايران بايد اين باشد كه با يك نگاه توسعه محور و ديپلماسي فعال سعي كند يك محيط پيراموني امن به وجود آورد.
انتهاي پيام/خ