اگر چه طالبان طیف وسیعی از نیروها را در بر می گیرد، با اینحال آنها در سه گروه قابل شناسایی و دسته بندی هستند:

الف: شورای کویته

مقر اصلی این گروه در کویته پاکستان است و رهبر آن با ملاعمر  است. محصلین مدارس مذهبی به ویژه کسانی که در دوره جهاد افغانستان به این منطقه مهاجرت کردند، بسیاری از نیروهای جهادی سابق به ویژه افرادی که متعلق به حرکت انقلاب اسلامی به رهبری مولوی محمد نبی محمدی هستند، در زیر چتر شورای کویته فعالیت دارند.

نکته مهم درباره شورای کویته این است که این شورا ارتباط تنگاتنگی با شبکه القاعده دارد. اعضای این شورا هم در درون خود و هم با اعضای القاعده پیوند خانوادگی مستحکمی برقرار کرده اند؛ به ویژه پیوند سببی ملاعمر با بن لادن در تحکیم این همبستگی مهم بوده است. شاید به دلیل همین وابستگی ها بود که در سال 2001 ملاعمر از تحویل اسامه بن لادن به آمریکا و اخراج آن از افغانستان پرهیز کرد.

شورای کویته در میان سایر شاخه های طا لبان، ایدئولوژیک­ترین شاخه محسوب می­شود. این گروه خواهان استقرار یک حکومت اسلامی در افغانستان (امارات اسلامی افغانستان) که تحت رهبری امیرالمؤمنین باشد، هستند. بر همین اساس بشدت با دولت فعلی افغانستان مخالفند و آن را دست نشانده غربی­ها قلمداد می­کنند (1). شورای کویته بر خروج نیروهای خارجی اصرار دارد و بسادگی حاضر نیست با آمریکایی­ها و دولت کرزای وارد مذاکره شود. آنچه آمریکایی­ها آن را طالبان «بد» یا طالبان «تندرو» می­نامند، این شاخه از طالبان هستند. استراتژی آمریکا در مقابل این گروه، تلاش برای محو آن از طریق نظامی است.

ب: شورای میرانشاه

مقر این شورا در میرانشاه از توابع منطقه قبایلی پاکستان است. این شورا زیر نظر شبکه حقانی عمل می­کند. حقانی یکی از معدود پاکستانی­هایی است که رهبری بخشی از طالبان را در افغانستان و پاکستان بر عهده دارد. بنابراین نیروهای وفادار به این شورا هم تابعیت پاکستانی دارند و هم تابعیت افغانی. از نظر تعداد و قلمرو اراضی، شورای میرانشاه محدودتر از شورای کویته است و در قیاس با شورای کویته نیز کمتر ایدئولوژیک هستند. بسیاری از اعضای این شورا به ویژه آنهایی که در میدان جنگ حاضر هستند، کسانی اند که مزد بگیرند و به جنگ به عنوان حرفه ای برای کسب درآمد می­نگرند(2).

شورای میرانشاه به دلیل آنکه چندان رادیکال نیست، تمایل به مذاکره با آمریکا و دولت کرزای دارد. بعضی از خواست­های این شورا از جمله خروج آمریکایی­ها از افغانستان و یا درخواست سهم زیادی از قدرت در افغانستان که به صورت پیش شرط مطرح شده، عملاً راه را برای هر گونه مذاکره می­بندد.

علاوه بر این، اعضای این شبکه، به ویژه بدان دلیل که در قاچاق مواد مخدر و سایر جرائم سازمان یافته شرکت دارند منافع خود را در تداوم بی­ثباتی در افغانستان به ویژه حوزه جنوب و جنوب شرق این کشور و نیز در پاکستان به ویژه منطقه قبایلی و ایالات سرحد می دانند.

ج: اردواگاه شمشاتو و شورای باجاوا

هر دوی اینها زیر نظر حزب اسلامی حکمتیار قرار دارند و مقر اصلی آن نیز در ایالات سرحد پاکستان است. این نیروها در جریان جهاد افغانستان علیه روس­ها نقش مهمی داشتند اینها اصولاً تمایل ندارند خود را بخشی از طالبان قلمداد کنند ولی چون همانند طالبان علیه وضع موجود عمل می کنند عملاً به یک نام خوانده می­شوند.(3)

حکمتیار به رغم آنکه در دوره جهاد افغانستان جزو رادیکال ترین جریان­های جهادی قلمداد می­شد اکنون در قیاس با طالبان معتدل­تر و مدرن­تر قلمداد می­شود. او قابلیت مذاکره با آمریکا، دولت کرزای و یا هر نیروی دیگری را دارد. اکنون نیز بسیاری از افراد او چه کسانی که سابقاً در حزب اسلامی قرار داشته­اند و چه کسانی که اکنون عضو آن حزب هستند در سمت­های دولتی افغانستان بکار مشغول می­باشند.

وابستگی طیف وسیعی از نیروهای حکمتیار به آن سوی مرز یعنی در درون پاکستان، ارتباط شخصی حکمتیار با آی. اس. آی.، تمامیت خواهی حکمتیار، تعارض قبیله­ای حکمتیار با کرزای و برعکس همگرایی قبیله­ای حکمتیار با بسیاری از سران طالبان، آلوده بودن دست بعضی از نیروهای وابسته به حزب اسلامی به قاچاق مواد مخدر، قلمداد شدن حکمتیار به عنوان مظهر ناسیونالیسم پشتون و ... مانع از آن است که وی و جریان او بتوانند صراحتاً وارد بازی­های سیاسی در افغانستان شوند. ماهیت ارودگاه شمشاتو و شورای باجاوا بگونه­ای است که باید تابع شرایط مختلف، رفتار مختلفی داشته باشند.