گروه سياسي- آرش خليل خانه: پيشروي و گسترش نفوذ طالبان بر دامنه نگراني ها، اين بار در پاکستان افزوده است.
امضاي توافق نامه صلح و واگذاري اداره دره سوات در ايالت سرحد شمالي پاکستان ميان دولت اسلام آباد و طالبان محلي زمينه قدرت گيري دوباره آنها را براي دورخيز با انگيزه تسلط بر مناطق بيشتري از اين کشور فراهم آورده است. با توجه به اهميت بحث، خبرنگار سياسي قدس در گفتگو با دکتر نوذر شفيعي به بررسي ابعاد مختلف اين رخداد پرداخته است.
* تحليلهاي مختلفي درباره موقعيت طالبان پاکستان پس از توافق نامه سوات مطرح مي شود. تحرکات اين گروهها و چشم انداز تحولات داخلي اين کشور و نيز منطقه را از اين منظر چگونه مي بينيد؟
** حضور و رسيدن نيروهاي طالبان به 112 کيلومتري اسلام آباد نشان مي دهد که اين گروهها به لحاظ سازماندهي و تشکيلات و جمع آوري نيرو از قابليت فراواني برخوردارند و اين پيام را به دولت زرداري مي دهند که اگر فشارها در پاکستان عليه آنها افزايش يابد و نيروهاي آمريکايي کماکان از خاک و فضاي پاکستان عليه طالبان استفاده کنند، در عمل اين گروه با دولت پاکستان وارد جنگ مي شود.
* اما دولت پاکستان فکر مي کرد که امضاي توافق نامه صلح با طالبان محلي و ميانه رو مي تواند آرامش را به مناطق قبايلي اين کشور باز گرداند و ارتباط آنها را با طالبان افغان و گروههاي تندرو عرب تبار و القاعده قطع کند.
شرط اين توافق نامه هم زمين گذاشتن سلاح از سوي طالبان بود. اينک به نظر مي رسد که پيش بيني هاي مقامات دولت افغانستان درباره پيامدهاي اين رخداد به واقعيت نزديکتر بوده است. در اين باره چه نظري داريد؟
** آنچه که در سوات رخ داد، امضاي يک توافق نامه بين دولت پاکستان و گروهي از طالبان بود مبني بر اينکه دولت در قلمرو داخلي آنها در مناطق قبايلي مداخله نکند و آنها قوانين شرعي خود را به اجرا گذارند در مقابل آنها هم از اقدام عليه دولت اسلام آباد بپرهيزند و سلاحهاي خود را زمين بگذارند.
آنچه اينک رخ داده و پيشروي نيروهاي طالبان به سوي اسلام آباد و همکاري گسترده آنها با القاعده اي هاي عرب تبار، اين درس را مي دهد که تقسيم کردن طالبان به خوب يا بد، ميانه رو و افراطي يا محلي و بيگانه، ديدگاه اشتباهي است و هرگونه توافق با هر يک از اين گروهها در عمل موجب مي شود قلمرو ارضي که بدست آنها مي افتد پايگاهي شود براي نفوذ و اعمال قدرت طالبان بر مناطق ديگر.
به عبارت ديگر طالبان موسوم به ميانه رو نقش ابزار ديپلماتيک را ايفا مي کنند و با گرفتن امتياز و ايجاد موقعيت زمينه را براي فعاليت گروههاي تندرو که ماشين نظامي اين گروه هستند فراهم مي کنند و گروههاي تندرو هم با اعمال فشار موقعيت را براي معامله سياسي با طيفهاي ميانه رو ايجاد مي کنند بنابراين بايد اين تقسيم بندي را داراي کارکرد مکمل دانست. بنابراين توافق از سوي پاکستان يا آمريکا تنها به منزله خريد وقت براي طالبان است.
در افغانستان هم همين تجربه بدست آمد و استانهايي که به طالبان ميانه رو واگذار شد پس از مدتي به پايگاه گروههاي تندرو و مسلحي تبديل شد که عليه دولت کابل وارد عمل مي شدند.
* از نگاه آمريکاييها تنها راه حل بحران موجود، ورود ارتش پاکستان و سرکوبي طالبان است اين گزينه تا چه حد محتمل است؟
** طالبان با حدود پانصد نيرو به سوي اسلام آباد حرکت کرده و با هيچ مقاومتي هم از جانب ارتش روبرو نشده است.
اين مسأله بيانگر اين است که هماهنگي لازم بين دولت و ارتش وجود ندارد و محتمل نيز هست که ارتش مايل است پيشروي طالبان وضعيت بي ثبات کننده اي را در کشور بوجود آورد تا زمينه براي مداخله ارتش فراهم کند.
در اين شکي نيست که ادامه پيشروي طالبان، ارتش چند صد هزار نفري پاکستان را براي سرکوب آنها به حرکت وا دارد اما اين نگراني هم هست که با افزايش نارضايتي ارتش و نفوذ تندروها در آن، تحولات به سوي راديکاليزه تر شدن منطقه پيش برود. بنابراين حل مسأله اينک نيازمند مکانيزم پيچيده اي از ترکيب همکاري ميان دولتهاي اسلام آباد و کابل با خوانين و رؤساي قبايل منطقه به همراه هم فکريهاي منطقه اي و بين المللي است.
* رئيس سابق دستگاه اطلاعاتي پاکستان که او را معمار تشکيل طالبان در دهه 80 مي دانند مدعي است آمريکاييها طالبان را تجهيز و به ايجاد تنش در پاکستان ترغيب مي کنند تا اين گروه از عمليات در افغانستان منحرف شود.
** در دوره مشرف، آقاي کرزاي به ايشان گفت اگر شما امروز طالبان را عليه ما تحريک مي کنيد ديري نخواهد پاييد که اين گروه به مشکل اصلي خود شما در داخل تبديل شود.
ديدگاه کرزاي، نظريه اي پايه اي بود يعني اينکه طالبان به ساقط کردن حکومت افغانستان اکتفا نمي کند بلکه مايل به فتح پاکستان هم هست. اکنون هم نشانه هاي همان پيش بيني ديده مي شود.اما آمريکايي ها هم اگر چنين پروژه اي را اجرا کرده باشند تنها هدفشان اعمال فشار بر دولت زرداري است تا به تعهداتي که براي همکاري با آمريکاييها داده عمل کند.همچنين واشنگتن بي ميل هم نيست که با القاي نوعي تهديد سلفيون براي امکانات هسته اي پاکستان، زمينه نظارت و حتي اداره تسليحات اتمي اين کشور را براي خود فراهم کند.